- تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 12:50
میروداما نه به قصد رفتن،رفتن در دلدر جانجای پاهایش همگی در ذهنم خاطرهست، جای جای این قلب یخی من جای پای تو میهمان قلب منستدیگر هراسی نیست از سرماچون گرمای وجودت را به من هدیه کردهایسپاس از تو
تنهایی - تاریخ: 1399/10/28 ساعت: 21:12
تنهاییکلمهای تنها، در میان هزاران جمله از کتابی دراماتیک که فقط مخاطب خاص آن ما بودیم،فهمیدن این کلمه به تنهایی ۱۰۰ سال از عمر میکاهدو افسوسی به بار میآورد از سالیانی که همه کنارت بودندو حال تنهایی ✒️Shayan Shayesteh
سالها بعد.. - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 14:24
_بله_خوبی عزیزم_تا به چی بشه خوب گفت_اگه تنهاییتو بهم نمیزنم، میخوام بیام پیشت_میتونی بیای، ولی انتظار نداشته باش که حرف بزنم_چرا_چون قدرت تکلمم رو از دست دادم_یعنی چی؟!، متوجهای چی میگی_نه، تنهام بزار خستهام(سالها بعد متوجه چیزی میشی که از اول گریبانگیرش بودی، ولی حال متوجه شدی) ✒shayan shayesteh
میگذره - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 14:24
میگذره..اما چطور گذراندن خود یک مسئله استکه فراموش کنییا هزار بار مردهو زنده شوی u2066✒️u2069shayan shayesteh
واپسین روزهای آخر.. - تاریخ: 1398/10/16 ساعت: 2:56
.. و در این واپسین روزهای آخرهنوز دل درگیر خودستکه بماندو ادامه دهد به گذشته یابرود پیش به سوی آیندهاگر بماند جنگ بزرگی با خود داردمیروم؛دیگر فشنگهایم تمام شده ✒shayan shayesteh
this is war - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 15:31
گویم از شهر خودم که ندارد مرد نیکنیکانش زیر خاکشهر من شهر ارواح است همه جا ساکتجز یک صدا.. آن صدا شیحهٔ اسبان استاسبانی که سوارانی تندخو و خشن دارنددر این سالیان دورو دراز هیچکس ندان
زمستان - تاریخ: 1397/11/2 ساعت: 18:34
ثبت لحظات ناب از زمستان
سلام دوست - تاریخ: 1397/11/2 ساعت: 18:34
سلام دوست رِسَد به تو کِه جانی شرابم دِه چون مَرا عشق دانی
بوی عید و سیه بختی - تاریخ: 1397/11/2 ساعت: 18:34
باز عید و بوی سیه بختی از گرانی آجیل گرفته تا رویهی تختی آخر چه کنند این تهی دستان نیاز مند کوچه خوابند یا به هر بهانه ای روند، در بند
شاید!!! من - تاریخ: 1397/11/2 ساعت: 18:34
هر سال که پیش میروم نزدیک میشوم به سکوت سکوتی که حتی من را مرده ای متحرک هم نکرد.. عذابیست.. نا تمام
حقوق بشر - تاریخ: 1397/11/2 ساعت: 18:34
به نام بشر، به کام..
شروع من پایانی ندارد_آبی - تاریخ: 1396/7/7 ساعت: 5:16
حاله ای از رنگ آبی در میان ماهی تابان بگذار حس کنم، که تو با منی از سرآغاز تا سر انجام نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:0&nbsp توسط shayan shayesteh
سایه مرگ_۱ - تاریخ: 1396/7/7 ساعت: 5:16
در خیالی گنگ و مبهمدر اتاقش ،خود را از خودش پنهان کرده بودترس از چه داشت!، مادرش فقط دعا می کرد که فرزندش از این حال و احوال در آید ،او چه می دانست که دیگر به حال طبیعی برگشتن فرزندش نوعی از مهالات به حساب می آید.. نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:0&nbsp توسط shayan shayesteh
۲ - تاریخ: 1396/7/7 ساعت: 5:16
..بعد از کلی تلاش برادر کوچکش در اتاق را باز کردصحنه ای سخت بود او مرده بوددر لحظه ای شُک بر انگیز نمی توانستند که تشخیص دهند او خود کشی کرده و یا عامل دیگری باعث مرگ وی شده است، سریعا با تماس به اورژانش رها را رساندند به بیمارستان، بعد از چند دقیقه شُک به رها که شاید چند درصد امکان برگشتش وجود داشت...
۳ - تاریخ: 1396/7/7 ساعت: 5:16
..مدتی از مرگ رها می گذشت که مادرش از اتاقش یک کاغذ پیدا کرد که حرف هایی از جنس رهایی که آنها می شناختند نبودنوشته هایش را به امیر برادر کوچک رها داد که بخواند..به نام خودکه تلاش کرده امرِسَم به خدای خود من رها دختری دگرگون احوال به جنون رسیده ام، یا خود خود را کُشَم و یا خدای خودبا اجازه میخوام راح...
۵ - تاریخ: 1396/7/7 ساعت: 5:16
..مرگ رها، سخت مادر رو شکسته کرد و ۲ سال بعد مادر فوت کرد امیر دیگر امیدش را از دست داده بود و معین برادر بزرگش هم، معتاد در خیابان های شهر پرسه میزد رها شروع نکرده بود!!فقط به پایان رسانید خود را شروعش ناپدری بود که بر سر خانواده بود بعد از درگیری های پیش آمده رها تمرکز خودش را از دست داده بود ،امی...
۴ - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:14
(مجبور شدم خودم رو برای سفر آماده کنم) بعد از رسیدن به آلمان و یک استراحت کوتاه در فرودگاه، به سمت خانه شهu200d بانو راهی شدم؛باور نمی کردم که او تماما عوض شده بودموهایش ریخته بود ،رنگش پریده بود و تا حدودی تعادل فیزیکی نداشت، او دیگر جانی برایش نمانده بود که بتواند زندگی کند، متوجه شدم که چرا جواب ...
شب های قدر - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:14
خود را نجات دِه - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:14
پر از تهی، پر از احساس پوچیبه امید چه در این زندگی بکوشیمبرای آن کس که در پی مال بود و، حس معشوقه اش را به خود نفهمید! هدف نیست در دنیا پس برای چه کوشیماینجا باید اعلام کرد که همگی زنده، ولی بی هوشیمخوب می دانی چه گویم چون از جنس منی و مامنو ما باخته ایم ولی تو خود را نجات دِه در دنیا نوشته شده در ش...
مدافعین حرم دل - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:14
کاش تعدادی هم مدافعین حرم دل ما می شدند ،تا کسی نتواند به آن تجاوز کند.

برچسب‌های مرتبط

یلدا مبارک | یلدا مبارک 90 | یلدا مبارک شعر | آسمان بارانی | آسمان بارانیست | آسمان بارانی است | آسمان بارانی من | وحید قاسمی آسمان بارانی mp3 | آسمان باراني | عکس آسمان بارانی