خرید بک لینک

میروداما نه به قصد رفتن،رفتن در دلدر جانجای پاهایش همگی در ذهنم خاطرهست، جای جای این قلب یخی من جای پای تو میهمان قلب منستدیگر هراسی نیست از سرماچون گرمای وجودت را به من هدیه کردهایسپاس از توادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 12:50

تنهایی
کلمهای تنها، در میان هزاران جمله از کتابی دراماتیک که فقط مخاطب خاص آن ما بودیم،
فهمیدن این کلمه به تنهایی ۱۰۰ سال از عمر میکاهدو افسوسی به بار میآورد از سالیانی که همه کنارت بودندو حال تنهایی

✒️Shayan Shayesteh

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: يکشنبه 28 دی 1399 ساعت: 21:12

_بله
_خوبی عزیزم
_تا به چی بشه خوب گفت
_اگه تنهاییتو بهم نمیزنم، میخوام بیام پیشت
_میتونی بیای، ولی انتظار نداشته باش که حرف بزنم
_چرا
_چون قدرت تکلمم رو از دست دادم
_یعنی چی؟!، متوجهای چی میگی
_نه، تنهام بزار خستهام
(سالها بعد متوجه چیزی میشی که از اول گریبانگیرش بودی، ولی حال متوجه شدی)

✒shayan shayesteh

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 14:24

میگذره

..

اما چطور گذراندن خود یک مسئله است

که فراموش کنی

یا هزار بار مردهو زنده شوی

u2066✒️u2069shayan shayesteh

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 14:24

.. و در این واپسین روزهای آخر
هنوز دل درگیر خودست
که بماندو ادامه دهد به گذشته یا
برود پیش به سوی آینده

اگر بماند جنگ بزرگی با خود دارد
میروم؛
دیگر فشنگهایم تمام شده

✒shayan shayesteh

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: دوشنبه 16 دی 1398 ساعت: 2:56

گویم از شهر خودم که ندارد مرد نیکنیکانش زیر خاکشهر من شهر ارواح است همه جا ساکتجز یک صدا.. آن صدا شیحهٔ اسبان استاسبانی که سوارانی تندخو و خشن دارنددر این سالیان دورو دراز هیچکس ندانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 15:31

ثبت لحظات ناب از زمستان

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: سه شنبه 2 بهمن 1397 ساعت: 18:34

سلام دوست رِسَد به تو
کِه جانی
شرابم دِه
چون مَرا عشق دانی

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: سه شنبه 2 بهمن 1397 ساعت: 18:34

باز عید و بوی سیه بختی
از گرانی آجیل گرفته تا رویهی تختی
آخر چه کنند این تهی دستان نیاز مند
کوچه خوابند یا به هر بهانه ای روند، در بند

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: سه شنبه 2 بهمن 1397 ساعت: 18:34

هر سال که پیش میروم
نزدیک میشوم به سکوت
سکوتی که حتی من را مرده ای متحرک هم نکرد..
عذابیست.. نا تمام

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: سه شنبه 2 بهمن 1397 ساعت: 18:34

به نام بشر، به کام..

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: سه شنبه 2 بهمن 1397 ساعت: 18:34

حاله ای از رنگ آبی در میان ماهی تابان

بگذار حس کنم، که تو با منی از سرآغاز تا سر انجام

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:0  توسط shayan shayesteh

برچسب: پایانی,نداردآبی, نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 5:16

در خیالی گنگ و مبهم
در اتاقش ،خود را از خودش پنهان کرده بود
ترس از چه داشت!، مادرش فقط دعا می کرد که فرزندش از این حال و احوال در آید ،او چه می دانست که دیگر به حال طبیعی برگشتن فرزندش نوعی از مهالات به حساب می آید..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:0  توسط shayan shayesteh

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 5:16

..بعد از کلی تلاش برادر کوچکش در اتاق را باز کرد
صحنه ای سخت بود او مرده بود
در لحظه ای شُک بر انگیز نمی توانستند که تشخیص دهند او خود کشی کرده و یا عامل دیگری باعث مرگ وی شده است، سریعا با تماس به اورژانش رها را رساندند به بیمارستان، بعد از چند دقیقه شُک به رها که شاید چند درصد امکان برگشتش وجود داشته باشد، دکتر مربوطه مرگ وی را تایید کرد..

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:0  توسط shayan shayesteh

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 5:16

..مدتی از مرگ رها می گذشت که مادرش از اتاقش یک کاغذ پیدا کرد که حرف هایی از جنس رهایی که آنها می شناختند نبودنوشته هایش را به امیر برادر کوچک رها داد که بخواند..به نام خودکه تلاش کرده امرِسَم به خدای خود من رها دختری دگرگون احوال به جنون رسیده ام، یا خود خود را کُشَم و یا خدای خودبا اجازه میخوام راحت حرف بزنم، مامی اجازه میدی؟!رهات به ته خط رسیده ،شبا کابوس می بینمفکر می کنم کسی می خاد منو بکشهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 5:16

صفحه بندی